عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
97
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
درويش و بيمال آفريدى و از درويشى بحقّ تو نپرداختيم ، عيسى را بيارند و بر ايشان حجّت كنند كه وى در دنيا آمد و بيرون شد و در دنيا وى را ملك و مال نبود و در گزارد حق خداى تقصير نكرد . همچنين لقمان را بر بردگان حجّت كنند ، و يوسف صديق را بر نيكو رويان حجّت كنند ، و سليمان بن داود را بر ملوك و توانگران حجّت كنند . فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ . . . الآيه . حقيقت توبه پشيمانى است كه در دل پديد آيد ، دردى كه از درون سينه سر برزند ، آتش خجل در دل وى افتد ، آب حسرت از ديده فرو ريزد ، نه بينى شاخى كه در يك سر آن آتش زنى ، از آن ديگر سر ، آب قطره قطره ميچكد . مصطفى ص گفت : من اذنب ذنبا فندم عليه فهو توبة . فضيل عيّاض براهزنى معروف بود ، پيوسته با صد مرد در كمين مكابره نشسته بود ، شبى بر سر سنگى نماز ميكرد ، ناگاه از كمينگاه غيب اين تير قهر كه أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى ؟ بر جان و دل او زدند . فضيل را چنان اسير كرد كه در نماز نعره بزد و بيفتاد ، كارش بجايى رسيد كه پير عالمى گشت . اى جوانمرد ، صد هزاران ماهرويان فردوس از راه نظاره در بازار كرم منتظر ايستادهاند مگر عاصيى از پردهء عصيان بيرون آيد و قدم بر بساط توبه نهد تا ايشان جانها و دلها را در صدق قدم وى بر افشانند و بشارت بسمع وى رسانند ، كه : وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ . وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجارَكَ . . . الاية ، اذا استجارك المشرك اليوم لا ترد حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ فاذا استعاذ المؤمن طول عمره من الفراق متى يمنع من سماع كلام اللَّه و كيف يكون فى زمرة من يقول لهم : اخْسَؤُا فِيها وَ لا تُكَلِّمُونِ ، و اذا قال اليوم لاعدائه فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ فان لم يؤمن بعد سماع كلامه نهى عن تعرّضه . فقال : ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ترى انّه لا يؤمن اوليائه غدا من فراقه و قد عاشوا اليوم على ايمانه و وفاقه كلا ان يمتحنهم بذلك ، قال اللَّه تعالى : لا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ .